اگه یه هدف واسه برپایی نمایشگاه کتاب بوده باشه اونم گردهمایی بچه های فیس تب بود.

کلا دیدار خیلی خوبی بود. فقط دوست دارم دستم به اونایی برسه که قول دادن بیان اما ..... چون من تو صورت همه اونایی که رد میشدن زل زدم بلکم یه قیافه ی اشنا پیدا کنم.
راجع به بچه ها بگم که:
پرفورین: خیلی خیلی پرشور و هیجان و اکتیو
ایدا: لوس و مامانی و ناز و عروسسسکی. هر چقدر بگم ناز بود کم گفتم.
ثنا: بازم لوس و ناز اما منطقی و با دسیپلین
پدر: همون شخصیتی رو که از یک رزیدنت انتظار میره.
خیلی لذت بردیم دیدیمتون
1392/02/22 - 10:5چقدر دلم میخاس که بیام ولی نشد:-(
میگم بیاید یه گردهمایی مشهد بزاریم هم خونه ما بزرگه جا واسه همه
هست هم تاریخش نا محدوده هم من قول میدم کلی خوش بگذره ....تعارفم نیس خیلی خوشحال میشم این اتفاف بیوفته خلاصه از من گفتن:-)
-مرسی مانا چشمات پرشور میبینن
1392/02/22 - 14:5-مونا من به بچه ها گفتم دیگه باقیش با خودشون که می خوان بیان یا نه
ممنون :-)
1392/02/22 - 14:5مرسی مانا جونم...:*
1392/02/22 - 16:5موناجان ایشالا اگه امام رضا بطلبه حتما مزاحمت میشیم...
شرمنده که من نتونستم بیام. ایشالله مشهد جبران می کنم. اگر کاشان هم آمدید در خدمت هستم.
1392/02/23 - 7:5واااااااااااي مانا جوووني، مرسي از عکس و مرسي از توصيفت :*
1392/02/23 - 9:5 توسط Mobileحتما بیاید قدم همه فیس طبیا روی چشم
1392/02/23 - 10:5مونا جان ممنون از دعوتت. ولی خانواده ی من به هیچ عنوان اجازه نمیدن.
1392/02/23 - 10:5پرفورین و ثنا و ایدا صرفا نظرم رو گفتم.
دکتر منظم ایشالله فرصت های اتی.
با خانواده بیاید:-)
1392/02/23 - 14:5mana to rafty teran namayesh ga!! bala
)
1392/02/23 - 21:5heyf ma mashghul emtehanaye nim term budim...eeeee ye gharare dge..!
صبا اصلا فکر نمیکردم بیای وگرنه حتما بهت میگفتم.....
1392/02/24 - 12:5ایشالله فرصت های بعدی خودم میام از در کلاس برت میدارم میبرمت
ajab.....khob khodaro shokr ke khosh gozashte...
1392/02/31 - 8:5شگفتاااااا
1392/03/23 - 19:6ایشالله که بهتون خوش گذشته باشه
1392/03/23 - 19:6