مضرات نوشابه؛ میزان شکر هر قوطی نوشابه را می دانید؟
باتوجه به آمارهای پراکندهای که در مورد میانگین مصرف نوشابههای گازدار و انرژیزا در ایران وجود دارد، متاسفانه بهنظر میرسد مصرف این محصول مضر در کشور ما حدود 2 تا 4 برابر میانگینهای جهانی است. متوسط سرانه مصرف نوشابههای گازدار در جهان برای هر فرد، حدود 10 لیتر و در ایران، نزدیک به 30 تا 40 لیتر است. برخی از کشورها، استاندارد مصرف نوشابههای گازدار را به زیر 8 لیتر هم رساندهاند. یکی از مهمترین زیانهایی که برای مصرف نوشابههای گازدار عنوان میشود، خطرهای ناشی از دریافت قند فراوان آنهاست. اسید فسفریک و دیاکسیدکربن موجود در این محصولات هم که باعث تولید گاز میشوند، عوارض زیادی برای مصرفکننده دارند.
اینها بخشی از گفتههای دکتر مجید حاجیفرجی، رییس انستیتو تحقیقات تغذیه و صنایع غذایی کشور درباره نوشابههای گازدار بود. در ادامه این گفتوگو، بیشتر با زیانهای این نوشیدنی گازدار و پرطرفدار آشنا میشویم.
قند هر یک قوطی نوشابه، برابر با چند قند یا چه مقدار شکر است؟
قند هر قوطی نوشابه گازدار، برابر با 10 قاشق غذاخوری شکر است. این مقدار نوشابه، حدود 150 تا 200 کیلوکالری انرژی دارد. حالا فکرش را بکنید فردی که در یک وعده، بیش از یک لیوان یا یک قوطی کوچک نوشابه مصرف میکند، چه مقدار قند و کالری به بدنش میرساند؟
از مهمترین مضرات مصرف نوشابههای گازدار برایمان میگویید؟
از بحث چاقکنندگی نوشابههای گازدار که بگذریم، مصرف این نوشیدنیهای بسیار شیرین میتواند تحریک کاذب ترشح انسولین و بالا رفتن کاذب سطح قند خون را در پی داشته باشد. در نتیجه، به مرور زمان احتمال بالا رفتن مقاومت بدن به انسولین بالا میرود و زمینه ابتلا به دیابت، بهخصوص در آنهایی که از نظر سابقه خانوادگی مستعد ابتلا هستند، فراهم میشود. از طرف دیگر، وقتی اسید فسفریک و دیاکسید کربن موجود در نوشابهها، وارد معده میشود، pH اسیدی آن را خنثی و هضم را مختل میكند. کافئین موجود در نوشابهها هم 30 تا 40 دقیقه بعد از ورود به بدن، بهخصوص در بچهها مشکلات مختلفی مانند گشادی مردمک چشم یا افزایش اضطراب و استرس ایجاد میکند. بهعلاوه، حدود یک ساعت بعد از جذب قندها و ترکیبهای موجود در نوشابههای گازدار، جذب عناصر فلزی و نادر موجود در بدن مانند کلسیم، منیزیم، روی و آهن پایین میآید و به این ترتیب، متابولیسم پایه افزایش مییابد. زیادهروی در مصرف این محصولات، باعث میشود کلیهها هم دیگر قادر به دفع مناسب اسید فسفریک نباشند. از طرفی، با برداشت کلسیم از بافت استخوانی، امکان افزایش رسوب آنها در کلیه و احتمال ایجاد سنگ کلیه بهوجود میآید.