ردشداز کنارم اما ضربانش
جاماند در گوشم وفریادش
شکست شیشه احساسم وچشمانش
یخ زد در چشمانم ونفس هایم
به شماره افتاد ودستهایم
لرزید وبه پا افتادم واشک هایم
لغزید برگونه هایم ودست هایش
پاک کردشبنم چشمانم وآوایش
درگلو ماند وقدم هایش
از کنار قلبم گذشت اما ضربانش...
خوبـــ بود
1392/03/1 - 12:5ای بابا
1392/03/4 - 17:5خودتون شعر میگید؟؟شعره قویی بود
نظر لطفتونه
1392/03/4 - 21:5به نظرم گاهی اوقات برای فرار از این هیاهوی درس راه مناسبی باشه