هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حــرص و عیــب کلّی پــاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبــــــــیـب جـــمله علـــتهـای ما
ای دوای نـخوت و نـامـوس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کــوه در رقـص آمــد و چــالاک شــد
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشـق مردهای
چون نباشـد عـشق را پروای او
او چو مرغی ماند بیپر؛ وای او
حضرت مولانا...