ی خاهر زاده دارم چهار سالشه با پسر همسایمون که اونم فقط دوسه ماهی ازش بزرگتره خیلی دوسته و همیشه اینجا ک میاد بازی میکنن چند روز پیش دیدم یه چیزی بسته گردن عرفان و عرفان بصورت چهار دستو پا امد تو خونه .پرسیدم دارین چیکا میکنین روزانا (خاهرزادم) گفت این سگم مارکِلِ!!!!! بعد نمیدونم چیو پرت گرد عرفان پرید با دندون بگیردش!!! من هنوز دارم از خنده یسه میرم تا الان با دیدن اینا!! گفتم بگم شمام بخندین بعد داشتم با حالت شگفتی به بازیهای خودم فک میگردم ک با متکا خونه میساختیمو چادر دور کمرم میبستم میگفتم خد مرگم ظهر شد ناهار چی درست کنم! ما کجا و بچه های اران کجاااااااا احساس پیری کردم:-(
ایول ! چه خواهرزاده ای دارین!!!خدا حفظش کنه!
1392/06/26 - 12:9من دیروز رفته بودم فروشگاه اپل
1392/06/26 - 13:9یعنی بچه دبستانی میاد اونجا تبلت دستشه بعد ما یدونه آتاری داشتیم کلا 10 تا بازی داشت چقدم باش حال می کردیم
medico فدات آره خیلی بلاااس قرتی خانوم
1392/06/26 - 23:9@ ali والااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!
بچه های امروزی فلز خرابن.....gif)
.gif)

1392/06/27 - 18:9منم پسر داییم رو برده بودم واسه مشورت دندوناش مطب یکی از استادام...
اول که با تبلتش کل بازی ها رو واسه بچه های توی مطب آنالیز کرده...
بعدش اومدیم بیرون میگه بهم تو میخوای دندونپزشک شی؟میگم آره...میگه من میخوام شعبده باز شم...
بعدش رفتیم بستنی بخوریم اونجا یکی از همکلاسیامو دیدم....موقع خداحافظی دست داده و کلی بگو بخند...
بعدش به من میگه عجب خانوم محترمی بودا...خوشکل و خوش تیپم بود...
بعد چند دقیقه میگه البته تو هم خوشکلیا...
یعنی چی بگم از زبون این بچه 7ساله...