جهت عضویت در شبکه پزشکی فیس طب و دنبال کردنِ Ali Mojahedi تمایل دارید ؟!
شبکه پزشکی فیس طب یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول بیشتر از 200 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آراِساِس میتوانند تازه ترینها را پیگیری نمایند. شبکه پزشکی فیس طب توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر است!
من!
بهم نخندین اما اینکه رشته پرستاریو انتخاب کردمو پزشکیو بیخیال شدم تنها دلیلش اینبود که زودتر درسم تموم شه برم خارج از کشور بعدششم اینکه یه رشته ها دیمند خونده باشم واسش کار باشه...اگه اونجا امکانشو داشته باشم حتما ادامه تحصیلم میدم
هدفهام که خیلی زیاده...
دلم می خواد امنیت شغلی داشته باشم آرامش...من اینجا خیلی استعدادام بخاطر دختر بودنو محدود بودنم کور شد نمی خوام آینده بچه هام اینجا بزرگ شن...
دلم می خواد بتونم همه کشورا سفر کنمو بتونم واسه تعطیلاتم برنامه ریزی کنم اووووووووووووه اگه بخام همشو بگم که خیلی میشه...
دلم می خواد تو نیویورک زندگی کنم
خوب مطمئننا یراست نمیتونم برم اونجا همینجوری مثل گوله!!
آلمان تا دلتون بخواد فامیل داریم همین سه چهار ساله اخیرم خیلی از جوونای فامیل رفتن آلمان یا کانادا ما هم همینکارو خواهیم کرد...
اینم گفتم همیشه دنبال پیشرفتم تو همه چی اگه بتونم حتما اونجا هم درس خوندنو ادامه می دم
اونجا رو دوست ندارم.نگاه های سنگین آدماش.اینکه بچشم یه خارجی بم نگا میکنن.غربت،بی همزبونی،تنهایی، همش کار کار کار....
دوست دارم اینجا بمونم و بمیرم حتی اگه در آینده با مدرک پزشکیم آبدارچیه یه اداره بشم.
کدوم خونواده؟! ترجیح میدم بچه هام اگه قراره ایرانی باشن توی ایران به دنیا بیان،بعد خودشون برای آیندشون تصمیم بگیرن.اینجا که اوضاع تحصیل خوبه.اکثراً واسه کار میرن.
اتفاقا خوب نیست
یه دوستام 3تا رشته امتخان داده و عوض کرده الان داره دندان میخونه اونطرف ولی هنوز 19 سالشه
ولی اگه بخوای تو ایران همچین کاری بکنی پیر شدی
منم دوست دارم ایران زندگی کنم...اونارو فقط برای مسافرت دوست دارم و البته دوست دارم دوره های تخصصی رو برم ببینم و برگردم...دکتر مجاهدی باورکنید امنیتی که اینجا هست اونجاها نیست. و بزرگ کردن فرزند اونجا فاجعه است...و از همه اینها باز آسیا و استرالیا رو ترجیح میدم...
شاید خیلی سختیها اینجا باشه اما مزیت هاشم کم نیست
نگاههای سنگین!نه بابا اینجوریام نیس...
هرچی باشه بهتر نگاههای سنین اینجاس...
اینجا که اگه بری تویه فروشگاهه مثلا با کلاس اول فروشنده سرو وضعتو نیگا میکنه بعد تصمیم میگیره چجوری باهات حرف بزنه و قیمت بده...
اینجاس که نمی تونی دو چرخه سواری کنی اصلا اون هیچی!
دلت گرفته میخوای قدم بزنی...
اصلا فکر کردین یه دختر به رفتن تو پارک و نشستن فکرم میکنه؟
نخیر!همیشه یه مزاحم پیدا میشه...محاله یه متلک نشنوی در روز تازه منکه مثلا توی یه شهر بزرگ زندگی می کنم
باور کنین هیچوقت آرایش نمیکنم
سرو وضعمم معمولیه..ولی...اصلا فکر نمیکنم نیاز به توضیح باشه
ولی من مامانم خودش خارج از کشور زندگی کرده.
همه تلاششم اینه منو داداشم زودتر بریم
یکیو میشناسم که ده ساله پیش بیست ساله بود.اینجا دانشگاه آزاد کاردانی کامپیتر بزور قبول شد..ول کرد رفت آلمان...تو رستورانا کار کرد..ولی رشته الکترو مکانیک خوند اونجا..که اصلا تو ایران نداریم اینجا همچین چیزی.الان مدرکش معادل کارشناسی ارشد اینجاس..بلافاصله بعد 8سال که درسش تموم شده استخدام..7000 یورو هم حقوقشه..تو شرکت زیمنس...تازه میگه فقط واسه سال اول کمکم حقوق و مزایاشم بیشتر میشه..تازه هر 2-3 سال یبارم ایران میومد
الانم ماشالا تکون نخورده همون 20 ساله که بوده انگار مونده
امریکا...فرانسه...هلند...ایتالیا...اسپانیا...همه اینارو تو این مدت رفته...عکساش فیسبوک هست
ااز همه مهم تر ایشون یه خانومه
راجع به بچه بزرگ کردن آره دختر داشته باشی خوب میتونی بزنی تو سرش محدودش کنی اونم اگه بعد گوول یه پسرنخوره و فرار نکنه...
پسرتو می خوای چیکا کنی؟این دوره زمونه پدرو مادر مجبورن!
آره واسه یه رفاه نسبی مجبورن هر دو کار کنن...چطور می خوای خیالت از بابت بچه هات راحت باشه؟بدیش دست ماما بیچاره تفلکی که تو پیریشم آسایش نداشته باشه؟
خب اهداف و آرزوهای هر کس متفاوته.برای یه نفر دوچرخه سواری و پارک رفتن بدون مزاحمت و غیره یه ایدآله ، واسه یه نفر چیزای دیگه.آدما متفاوتن و قابل احترام.قبول دارم که اینجا محدودیتهایی هست اما نه اونقدر که بخاطرشون آدم از وطنش بگذره.همونطور که گفتین بعد از 8 سال درس خوندن و تو رستوران کار کردن الان به اینجا رسیده.8 سال چیز کمی نیست .واسه من یکسری چیزا مهمه که فکر نمیکنم توی خارج از کشور بتونم بدستشون بیارم.آدمی که اهل تلاش باشه هر جا که باشه مؤفقه،این چیزیه که بهش ایمان دارم
اینکه هر کس می خواد آیندشو چجوری بسازه به خودش مربوطه
سوال من بیشتر مربوط به ادامه تحصیل بود تا زندگی
مزیت ها و معایب ادامه تحصیل در خارج اصلا کدوم شهر یا دانشگاه و...
دقیقاً موقعی که داشتم اون نظر رو تایپ میکردم حدس میزدن این کامنت رو بدین . خب شما همینا رو گفتین منم دیگه چیزی دمه دستم نبود درضمن گفتم "و غیره" .بازم میگم اهداف و ارزشهای هر کس متفاوته و تلاش و جنگیدنش برای این مهم قابل احترام
مونا جان...حرفهات درست اونها رفاه خوبی دارن، پیرنمیشن که هیچ جوون ترم میشن اما مزیت های اینجارم ببین... البته...باورکن 11شب رفتم پارک چون عاشق قدم زدن تو بارونم...یک نفر نگاه چپ بهم ننداخت...پارکش هم اصلا شلوغ نبود...نمیدونم شایدم استثنا بوده! اما وظیفه خودم میدونم که به دختر آیندم یاد بدم بزرگ فکر کنه و عمیق و محدودیت ها اون رو محدود نکنه و از دختر بودنش حمایت کنه تا شناخته بشه و به پسرم یاد میدم یک زن خقوقی داره که باید بهش احترام بذاره و مردونه گامهایی رو برداره و کارهایی رو انجام بده که اساسا براساس خلقتش به او داده شده و بزرگوار باشه...بگذریم.
امین حسام با این حرفت موافقم که آدم بخواد به جایی برسه میرسه...فقط باید تلاش کرد
هرچند توضیح زیاد داشتم ولی برمیگردم سر اصل موضوع امروز مصاحبه ای از یک استا خوندم که دیدم رو عوض کرد...اگر بخوام برم رشته ای رو میخونم که بازده ملی برای کشورم داشته باشه و پس از اتمامش برمیگردم...شاید بگن حماقت اما فرار راهش نیست باید ساخت حتی یک آجرش رو...امیدوارم روزی به این هدف برسم که در جهت پیشرفت مسیر علم در ایران و جهای کاری کرده باشم.
من!
1391/12/25 - 21:3بهم نخندین اما اینکه رشته پرستاریو انتخاب کردمو پزشکیو بیخیال شدم تنها دلیلش اینبود که زودتر درسم تموم شه برم خارج از کشور بعدششم اینکه یه رشته ها دیمند خونده باشم واسش کار باشه...اگه اونجا امکانشو داشته باشم حتما ادامه تحصیلم میدم
های دیمند
1391/12/25 - 21:3high demand
هدفت از خارج رفتن چیه ؟
1391/12/25 - 21:3واسه ادامه تحصیل یا اینکه هدف دیگه ای داری و اگه شد به ادامه تحصیلم فکر می کنی ؟
بعد اصلا چجوری می خوای بری ؟ و کجا ؟
هدفهام که خیلی زیاده...
1391/12/25 - 22:3دلم می خواد امنیت شغلی داشته باشم آرامش...من اینجا خیلی استعدادام بخاطر دختر بودنو محدود بودنم کور شد نمی خوام آینده بچه هام اینجا بزرگ شن...
دلم می خواد بتونم همه کشورا سفر کنمو بتونم واسه تعطیلاتم برنامه ریزی کنم اووووووووووووه اگه بخام همشو بگم که خیلی میشه...
دلم می خواد تو نیویورک زندگی کنم
خوب مطمئننا یراست نمیتونم برم اونجا همینجوری مثل گوله!!
آلمان تا دلتون بخواد فامیل داریم همین سه چهار ساله اخیرم خیلی از جوونای فامیل رفتن آلمان یا کانادا ما هم همینکارو خواهیم کرد...
اینم گفتم همیشه دنبال پیشرفتم تو همه چی اگه بتونم حتما اونجا هم درس خوندنو ادامه می دم
خیلی خوبه ، ایشالا موفق باشی
1391/12/25 - 22:3اصلاً دوست ندارم برم اونور
1391/12/25 - 23:3چرا دوس نداری ؟ دلتو اینجا به چی خوش کردی ؟
1391/12/26 - 0:3اونجا رو دوست ندارم.نگاه های سنگین آدماش.اینکه بچشم یه خارجی بم نگا میکنن.غربت،بی همزبونی،تنهایی، همش کار کار کار....
1391/12/26 - 0:3دوست دارم اینجا بمونم و بمیرم حتی اگه در آینده با مدرک پزشکیم آبدارچیه یه اداره بشم.
ina hamash dorost vali bazi vaghta be ayadeyi ke vase khodeto khonevadat misazi miarze ke tahamol koni hameye in chizaro
1391/12/26 - 0:3کدوم خونواده؟! ترجیح میدم بچه هام اگه قراره ایرانی باشن توی ایران به دنیا بیان،بعد خودشون برای آیندشون تصمیم بگیرن.اینجا که اوضاع تحصیل خوبه.اکثراً واسه کار میرن.
1391/12/26 - 0:3اتفاقا خوب نیست
1391/12/26 - 0:3یه دوستام 3تا رشته امتخان داده و عوض کرده الان داره دندان میخونه اونطرف ولی هنوز 19 سالشه
ولی اگه بخوای تو ایران همچین کاری بکنی پیر شدی
منم دوست دارم ایران زندگی کنم...اونارو فقط برای مسافرت دوست دارم و البته دوست دارم دوره های تخصصی رو برم ببینم و برگردم...دکتر مجاهدی باورکنید امنیتی که اینجا هست اونجاها نیست. و بزرگ کردن فرزند اونجا فاجعه است...و از همه اینها باز آسیا و استرالیا رو ترجیح میدم...
1391/12/26 - 1:3شاید خیلی سختیها اینجا باشه اما مزیت هاشم کم نیست
نگاههای سنگین!نه بابا اینجوریام نیس...
1391/12/26 - 11:3هرچی باشه بهتر نگاههای سنین اینجاس...
اینجا که اگه بری تویه فروشگاهه مثلا با کلاس اول فروشنده سرو وضعتو نیگا میکنه بعد تصمیم میگیره چجوری باهات حرف بزنه و قیمت بده...
اینجاس که نمی تونی دو چرخه سواری کنی اصلا اون هیچی!
دلت گرفته میخوای قدم بزنی...
اصلا فکر کردین یه دختر به رفتن تو پارک و نشستن فکرم میکنه؟
نخیر!همیشه یه مزاحم پیدا میشه...محاله یه متلک نشنوی در روز تازه منکه مثلا توی یه شهر بزرگ زندگی می کنم
باور کنین هیچوقت آرایش نمیکنم
سرو وضعمم معمولیه..ولی...اصلا فکر نمیکنم نیاز به توضیح باشه
ولی من مامانم خودش خارج از کشور زندگی کرده.
همه تلاششم اینه منو داداشم زودتر بریم
ثنا جون شما حتما خیلی وضع مالیتون خوبه که واسه مسافرت به خارج از کشور فکر می کنین...
1391/12/26 - 11:3ما همین ترکیه شم با این وضع اقتصادی امسال واسمون شد آرزو!
یکیو میشناسم که ده ساله پیش بیست ساله بود.اینجا دانشگاه آزاد کاردانی کامپیتر بزور قبول شد..ول کرد رفت آلمان...تو رستورانا کار کرد..ولی رشته الکترو مکانیک خوند اونجا..که اصلا تو ایران نداریم اینجا همچین چیزی.الان مدرکش معادل کارشناسی ارشد اینجاس..بلافاصله بعد 8سال که درسش تموم شده استخدام..7000 یورو هم حقوقشه..تو شرکت زیمنس...تازه میگه فقط واسه سال اول کمکم حقوق و مزایاشم بیشتر میشه..تازه هر 2-3 سال یبارم ایران میومد
1391/12/26 - 11:3الانم ماشالا تکون نخورده همون 20 ساله که بوده انگار مونده
امریکا...فرانسه...هلند...ایتالیا...اسپانیا...همه اینارو تو این مدت رفته...عکساش فیسبوک هست
ااز همه مهم تر ایشون یه خانومه
راجع به بچه بزرگ کردن آره دختر داشته باشی خوب میتونی بزنی تو سرش محدودش کنی اونم اگه بعد گوول یه پسرنخوره و فرار نکنه...
1391/12/26 - 11:3پسرتو می خوای چیکا کنی؟این دوره زمونه پدرو مادر مجبورن!
آره واسه یه رفاه نسبی مجبورن هر دو کار کنن...چطور می خوای خیالت از بابت بچه هات راحت باشه؟بدیش دست ماما بیچاره تفلکی که تو پیریشم آسایش نداشته باشه؟
خب اهداف و آرزوهای هر کس متفاوته.برای یه نفر دوچرخه سواری و پارک رفتن بدون مزاحمت و غیره یه ایدآله ، واسه یه نفر چیزای دیگه.آدما متفاوتن و قابل احترام.قبول دارم که اینجا محدودیتهایی هست اما نه اونقدر که بخاطرشون آدم از وطنش بگذره.همونطور که گفتین بعد از 8 سال درس خوندن و تو رستوران کار کردن الان به اینجا رسیده.8 سال چیز کمی نیست .واسه من یکسری چیزا مهمه که فکر نمیکنم توی خارج از کشور بتونم بدستشون بیارم.آدمی که اهل تلاش باشه هر جا که باشه مؤفقه،این چیزیه که بهش ایمان دارم
1391/12/26 - 15:3یعنی الان ایده ال منو پارک رفتنو دو چرخه سواری برداشت کردین؟؟؟؟؟
1391/12/26 - 19:3اینکه هر کس می خواد آیندشو چجوری بسازه به خودش مربوطه
1391/12/26 - 19:3سوال من بیشتر مربوط به ادامه تحصیل بود تا زندگی
مزیت ها و معایب ادامه تحصیل در خارج اصلا کدوم شهر یا دانشگاه و...
دقیقاً موقعی که داشتم اون نظر رو تایپ میکردم حدس میزدن این کامنت رو بدین
. خب شما همینا رو گفتین منم دیگه چیزی دمه دستم نبود درضمن گفتم "و غیره"
.بازم میگم اهداف و ارزشهای هر کس متفاوته و تلاش و جنگیدنش برای این مهم قابل احترام 
1391/12/26 - 23:3مونا جان...حرفهات درست اونها رفاه خوبی دارن، پیرنمیشن که هیچ جوون ترم میشن
اما مزیت های اینجارم ببین... البته...باورکن 11شب رفتم پارک چون عاشق قدم زدن تو بارونم...یک نفر نگاه چپ بهم ننداخت...پارکش هم اصلا شلوغ نبود...نمیدونم شایدم استثنا بوده! اما وظیفه خودم میدونم که به دختر آیندم یاد بدم بزرگ فکر کنه و عمیق و محدودیت ها اون رو محدود نکنه و از دختر بودنش حمایت کنه تا شناخته بشه و به پسرم یاد میدم یک زن خقوقی داره که باید بهش احترام بذاره و مردونه گامهایی رو برداره و کارهایی رو انجام بده که اساسا براساس خلقتش به او داده شده و بزرگوار باشه...بگذریم.
1391/12/26 - 23:3امین حسام با این حرفت موافقم که آدم بخواد به جایی برسه میرسه...فقط باید تلاش کرد
هرچند توضیح زیاد داشتم ولی برمیگردم سر اصل موضوع امروز مصاحبه ای از یک استا خوندم که دیدم رو عوض کرد...اگر بخوام برم رشته ای رو میخونم که بازده ملی برای کشورم داشته باشه و پس از اتمامش برمیگردم...شاید بگن حماقت اما فرار راهش نیست باید ساخت حتی یک آجرش رو...امیدوارم روزی به این هدف برسم که در جهت پیشرفت مسیر علم در ایران و جهای کاری کرده باشم.
با هر دو تون موافقم (ثنا جون و آقای امین حسام)فکر می کنم همه یه چیزو می خوایم اما روشامون فرق می کنه...
1391/12/26 - 23:3منم خوب مملکتمو دوس دارم...
بگو کی فک نکرده
1391/12/27 - 2:3man
1392/01/12 - 21:4khob fekret chi bode ?
1392/01/12 - 22:4ehsasi mese shere " ye del migeh beram beram ye del migeh naram naram"
1392/01/13 - 15:4aslan fek kardi be chejori raftanesh ?
1392/01/13 - 23:4man shadidan fek mkonam
1392/03/18 - 2:6