خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند. تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی می کرد به همین خاطر تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی به همین دلیل از سرما یخ زده می مردند.
ازاین رو مجبور بودند برگزینند یا خارها ی دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست. این چنین توانستند زنده بمانند...بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید.
وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم، پیدایش که کردیم دنبال عیب هایش می گردیم، وقتی که از دستش دادیم، در تنهایی، دنبال خاطراتش می گردیم. "ژان پل سارتر"
جالب بود
1391/12/26 - 18:3راستی به فیس طب خوش اومدی
1391/12/26 - 18:3خوش اومدی داداش
1391/12/26 - 23:3