دلم برای کودکیم تنگ شده
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم
و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت
به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
دلم می خواست "ممول" را پیدا کنم
از نجاری ها که می گذشتم
گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
دلم برای کودکیم تنگ شده
شاید یک روز
در کوچه بازار فریب
دست من ول شد و او رفت ..!

5 امتیاز + / 0 امتیاز - 1392/09/05 - 12:11 Share on Google+
پیوست عکس:
8de835a31e164241a846562d34f5a841.jpg
8de835a31e164241a846562d34f5a841.jpg · 400x400px, 19KB
دیدگاه  
bahar-kian

این عکس رو خیلی دوست دارم

1392/09/5 - 18:11
Nursing

عکس ناز و قشنگه

1392/09/6 - 13:11