دیروز یه پسر بچه ی 2 ساله با مامانش اومده بود درمانگاه.برای سرماخوردگی بچه دارو نوشتم.تا اینجا همه چیز خوب بود و اصلآ گریه نکرد.مامانه یه دفعه یادش افتاد که بچه یه زخم کوچولو تو ناحیه اینتر گلوتئالش داره.همین که بچه رو گذاشت رو پاهاش و خواست زخم رو نشونم بده،دادو هوار بچه بلند شد.منم هی قسم می خورم که به جون مامانت آمپول نمی زنم{-7-}
بعد از چند ثانیه دیدم بچه یه دفعه ساکت شد و به یه چیزی زیر میز من خیره شده.{-36-}
بلههههههههه...بیسکوییتی رو که من اون زیر قایم کرده بودم پیدا کرده بود...{-32-}
هیچی دیگه...دو دستی تقدیمش کردم به نی نی و خودم چایی خالی خوردم{-136-}

10 امتیاز + / 0 امتیاز - 1392/09/19 - 16:12 Share on Google+
دیدگاه  
medico

{-33-}
نتیجه میگیریم وقتی بچه یه هووو ساکت شد و به یه جا خیره شد ... {-33-}

1392/09/19 - 18:12
s_r_88

مهربون.....:*

1392/09/20 - 7:12
golbarg

خوش به حالشون...تا یه چیزی میخوان فوری بهش میرسن...

1392/09/20 - 19:12
bahar-kian

چون چیزای کوچیک می خوان فوری بهش می رسند...آرزوهای بلند بالا ندارند...{-121-}

1392/09/20 - 19:12
zizi

aaakheii aziiizam

1392/09/25 - 23:12