جهت عضویت در شبکه پزشکی فیس طب و دنبال کردنِ dina تمایل دارید ؟!
شبکه پزشکی فیس طب یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول بیشتر از 200 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آراِساِس میتوانند تازه ترینها را پیگیری نمایند. شبکه پزشکی فیس طب توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر است!
وحشت در خوابگاه
تو خوابگاه وقتي دور هم جمع ميشي بچه ها از خودشون تعريف ميكنن كه ما نمي ترسيم بحث زيباي روح وجن هم مياندازن وسط يه شب اومديم يكي از بچه ها كه ادعا داشت از هيچي نمي ترسه رو امتحان كرديم تا اين از اتاق رفت بيرون من نقشه پليدي به ذهنم رسيد رفتم زير تخت دوستم كه پتو مسافرتي داشت قايم شد م وقتي برگشت از بچه ها سراغ منو گرفت بچه ها گفتن منم همون موقع كه اون رفته بيرون رفتم بيرون. ده دقيقه گذشت وعمليات شروع شد با ناخن انگشت اشارم به شوفاژ ضربه ميزدم هر دودقيقه يكبار يه ضربه كوچيك دوستم اومد دم پنجره كه شوفاز وتخت بود درب بالكن باز كرد يه ذره زد تو اون فاز گفت برين اتاق بغليا رو اذيت كنين ما خونه نيستيم اومد روتخت نشست حدودا بيست دقيقه بود كه من اون زير بودمحسابي بدنم سرد شده بود كلا يه ذره استرس ميگيرم يخ ميكنم بعد ايندفعه ضربه هاي پشت سر هم ميزدم دوستم گفت بذار ببينم اين شوفاژه چشه اومد رو تختي كه من زيرش بودم يكي از پاهاش از تخت اويزون بود منم با دست يخم يه دفعه پاشو گرفتم چون منو نميديد ترسيد وجيغ ميزد سريع از زير تخت اومدم بيرون بهش ميگيم نترس من بودم بچه ها ميگن دينا ست نگاش كن ولي انگار نه انگار درگوششو گرفته بود وقرمز شده بود تاجايي كه ميتونست فقط جيغ ميزد خيلي ترسيده بودم گفتم الان كه سكته كنه زديم توصورتش تا به خودش اومد يه اوضاعي بود سريعم رفتم در بالكن باز كردم سرپرست اومد چي شده اين موقع شب ميدونين ساعت چنده ؟ما ميگم هيچي مارمولك اومده ميگه كوش ميگم فراركرد بعد دوستم كه حالش بهتر شد گفت كه حالم يه روز ميگيره ولي بعدش عذاب وجدان گرفتم دلم نميخواست اينطوري بترسه
اویل شوخی باحالی بود
1392/09/22 - 19:12ایول خیلی باحالی دیناجون
1392/09/23 - 0:12
1392/09/23 - 1:12.gif)
1392/09/23 - 2:12خوابگاه و شوخی های باحال
1392/09/23 - 9:12ای پلید .این چه کاری بود کردی. اگه یه چیزش می شد چی؟
1392/09/23 - 10:12من هیچ وقت دوست ندارم که چنین شوخی کنم
اره واقعا خودم ترسيده بودم ولي تلافي كرد از نوع خفن
1392/09/23 - 13:12عالی بود...من بعضیوقتا میرم خوابگاه خیلی خوش میگذره البته شاید چون فقط بعضی وقتهاست....
1392/09/23 - 19:12ای دختر شیطون...
1392/09/26 - 22:12