با اجازتون جناب زمستون ما رو حسابی رو سفید کرد...
صبح که از خواب بیدار شدم برم دانشکده ،حیاط خوابگاه زیر برف بود...تاتی تیتی تا دانشکده رفتم...امتحان هم داشتم...ساعت 10 که دانشکده به طرز جالبی تعطیل شد...امتحانم کنسل...از جهت کنسلی امتحان که اصن حال نکردم...
فقط بخش اطفال به راه بود...فک کن بچه های بیچاره بعد چندیییین سال که برف اومده بود بشینن رو یونیت قرقر دندوناشون رو بتراشن...جدا خودم بودم عمرا میرفتم دندونپزشکی...
دانشکده خیلی خوشکل شده بود ...کلا با این که سرد بود اما این برف خیلی دلها رو گرم کرده بود...همه مهربونتر و خندونتر شده بودن...
پاهام رو که روی برفا میذاشتم و یک مسیر تمام سپید رو میدیدم ناخودآگاه چندبار خدا رو شکر کردم...
و اما زیباتر از اون جاده ای بود که مدتهااا این همه زیباا ندیده بودمش...تا چشم کار میکرد دوطرف جاده دشت سپیدی بود که کلی ذوق زدم کرده بود...تمام مسیر لبخند به لب داشتم...
خلاصه آخرین روزهای ترم 11 شگفت انگیز بود...
اینم چندتا عکس از کوچه خونه برفی گلبرگ...

استالاگمیت هم داریم...
بیست و یک درجه زیر صفر...
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
زنده ام...
عجب...خوش بحالتون...ما که اینجا فقط مه داریم.
1392/10/20 - 1:1"منفی بیست و یک درجه زیر صفر".....
کدوم شهر؟؟؟
1392/10/20 - 10:1مشهد برف نمیاد

1392/10/20 - 10:1
Amin.H
1392/10/20 - 12:1مغزمم یخ زده ظاهرا...
کشته مرده نکته در اوردنتم امین دکتر...
شهر توی عکس مشخصه...
1392/10/20 - 13:1.gif)
1392/10/20 - 14:1.gif)
1392/10/22 - 15:1توشهر های شمالی که اصلا عقده ای شدیم اینقد که برف کمه اینجا...

1392/10/25 - 1:1اگرم بیاد زودی فرار میکنه ...(آب میشه...)