گنجشک به خداگفت :لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم،سرپناه بی کسیم بود، طوفان توآن راازمن گرفت کجای دنیای توراگرفته بودم؟؟؟


خداگفت:مار در راه لانه ات بود ،توخواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کندآنگاه توازکمین مارپر گشودی ... {چه بسیار بلاهاکه ازتوبه واسطه ی محبتم دور کردم وتوندانسته به دشمنیم برخاستی}.

17 امتیاز + / 0 امتیاز - 1392/12/13 - 13:3 Share on Google+