"شعري از شاعر محبوب من"
در حالت گرگ و میش نشناختمش
هم از پس و هم ز پیش نشناختمش
آنقدر که همسر من آرایش کرد
در مجلس عقد خویش نشناختمش!
*********
دیر آمد و جانم از بدن در آمد
در زیر دو پای من چمن در آمد
بی ریش به ایستگاه واحد رفتم
وقتی که رسید ریش من در آمد!
*********
همیشه داشت تأخیر فراوان
شدم علاف او توی خیابان
اگرچه ساعت شیکی خریده
نمی آید سر ساعت کماکان!
*********
قرآن مجید را سیاسی نکنید
فرزند شهید را سیاسی نکنید
وقتی که گشایشگر هر قفل خداست
پس اسم کلید را سیاسی نکنید
*********
در باور ما جوانه ها کم شده اند
بر روی درخت لانه ها کم شده اند
هر گوشه ی شهر چای و قلیان زده ایم
افسوس کتابخانه ها کم شده اند
*********
با عطر همیشه ژاکتش را می شست
آرایش او هویتش را می شست
انگار که یک آدم دیگر می شد
وقتی زن بنده صورتش را می شست!
*********
مجموعه ی علم است و عمل، دانشگاه
تأسیس شده توی زحل!، دانشگاه
دیروز درون هر محل مدرسه بود
امروز درون هر محل دانشگاه
جالب بود
1393/02/4 - 11:4حالا اسم شاعر محبوب شما چی هست ؟!!!!!!!
امير حسين خوشحال
1393/02/12 - 13:5ok
1393/03/31 - 1:6