عاشقم
" اهل همین کوچه بن بست کناری که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره باز کجاست؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغاز کجا؟
توبه لبخندوتگاهی...
من دلداده به آهی
بنشستیم تو در قلب ومن خسته به چاهی
گنه از کیست؟
از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه دیدار؟
کاش میشدگنه پنجره و لحظه و چشمت همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب تو را تنگ در آغوش بگیرم
فریدون مشیری
شعرای فریدون همش قشنگن....یکین همین ک شما زحمت کشیدین...
1393/05/13 - 0:8راسته ک میگن : هرآنچه از دل برآید- لاجرم بر دل نشیند!
like
1393/05/13 - 0:8